أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
82
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
دور و عارض مأمولش در پردهء هجران مستور است زبان به اداى رخصت عالى برگشاد و رسوم دعاگويى و دولتخواهى را داد صداقت داد « 1 » . مثنويه كه اى ذرّهپرور شه كامياب * به عزمى كه پاى آورى در ركاب ترا لطف دادار پرمايه باد * لواى ترا فتح در سايه باد چون به عزم سفر همايون از صحبت ميرزا على بيرون آمده به مستقرّ اجلال [ 102 ] و اعزاز بازگشت ، به احضار واقفان درجات تنجيم و دقيقهشناسان صفحات تقويم فرمان داد كه به اتّفاق پردهء خفا از چهرهء احوال كواكب بگشايند و كيفيّت اوضاع سپهر و سير ماه و مقام مهر باز نمايند كه همايون عزيمت به قانون حكمت صورت و هيأت پذيرد و اگرچه بر طبع جهانگشاى آن حضرت واضح بود كه مؤثر حقيقى و فاعل مطلق جز حقّ سبحانه و تعالى كسى نيست و در جميع امور توكّل بر عنايت ملك غفور بايد كرد ، امّا از آنجا كه عالم عالم اسباب است و هركسى در وى به حسب ظاهر از تأثير سببى بهرهياب خاطر مباركش به اين صورت اقبال نمود و اين معنى را ارتكاب فرمود . مثنوى گروهى فزون درخرد از ملك * به تن بر زمين و به جان بر فلك خطوط و جداول بود دامشان * كه گشته وحوش فلك رامشان ز هر درّه سنجيده بار سپهر * به شاهين جوزا و ميزان مهر به فكرت ز افلاك مشكلگشاى * مه و مهرشان جام گيتىنماى اسطرلاب آفتاب شعاع به اوج فلك ارتفاع برافراشته شد و همّت بر اختيار ساعت خير اشاعتى گماشت كه هميشه بركات در اسفار قرين روزگار اين دولت پايدار باشد و الحق بر مقتضاى سير سعادت اقتضاى كواكب ساعتى اختيار رفت كه تا انقراض شهور و اعوام آثار خير انجام آن پاينده و مستدام [ 103 ] خواهد بود . و به آن ساعت ميمون و
--> ( 1 ) . تاريخ خانى ، ص 104 : « و از ميرزا على استدعاى خوشدلى و استمداد هم به معنى حبّ الوطن نمودند ، بعد از نيل اين مقصود و يافت اين مطلوب به جانب اردويل متوجّه گشت » .